تبليغاتX
استخوان خوک در دستهای جذامی
از تو توقع نداشتم که مرد نباشی           

عاشق شوی و در پی اش اهل نبرد نباشی

سخت است زندگی ولی به خداوند ممکن است

قلبی بزرگ داشته باشی و سرد نباشی

آخر چگونه می شود از هوش عشق رفت

یکباره سخت باشی و هیچ اهل درد نباشی

وقتی کسی درون دلت زیست می کند

آنوقت می شود که تو باشی و فرد نباشی

مرد است و حرف و قرار است و عاشقی

از  تو توقع نداشتم که مرد نباشی!

+ نوشته شده در جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 10:37 توسط سارا آقامحمدی |

همیشه این سوال برایم مطرح بوده که بالاخره انسان کدامیک از این چیزهایی است که نظریه پردازان گفته اند: آن موجود عجیب و غریبی که فروید توصیف کرده و خودش هم گفته که مزخرف ترین موجود دنیاست، یا آن قهرمان شکست ناپذیری که فرانکل می گوید و قادر است حتی در سخت ترین شرایط خویشتن خویش را سامان دهد؟

حالا فکر می کنم شخصیت هر آدمی لایه های مختلفی دارد و هر کدام از نظریه پردازان تنها یکی از این لایه ها را توصیف کرده اند. ادم مثبت ان است که لایه های فرویدی را کنترل کند و لایه های فرانکلی را تقویت. اما بعضی ها ( شاید از شدت ارادت به فروید) اجازه داده اند که به یک نمونه کلاسیک نظریه شخصیت فروید ( البته فقط در بخشهای منفی) تبدیل شوند. ترکیبی اعجاب انگیز از حسادت، پرخاشگری، عقده های کودکی و انتقال( به شکل اشتباه گرفتن ترحم و قدرت نمایی با عشق). بعضی ها هم از ترس روبرو شدن با ضعف ها و کاستی ها به کلی صورت مسئله را پاک می کنند. می نشینند کنار و خودشان را آدمهای مرموزی نشان می دهند که راز بزرگی در دل دارند که دل سنگ را می ترکاند و آنها آنقدر خوبند که هیچ نمی گویند تا کسی آزار نبیند! غافل از آنکه هیچ رازی و هیچ حقیقتی وجود ندارد غیر از ترس تو!

و در این شرایط چقدر سخت است با فرویدی ها فرانکلی رفتار کردن!

+ نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 9:17 توسط سارا آقامحمدی |

...

شیرینی خواستگاریش مزه حلوا می داد.

 و او اولی را که خورد ...

مرد.

+ نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 14:12 توسط سارا آقامحمدی |

آدمهایی که زنده زنده می میرند دوری شان سخت تر از مرده های واقعی است.

زندگی گاهی بیش از حد شبیه داستان دوزخ ژان پل سارتر می شود. جهنمی که چیزی جز زندگی با آدمهایی که دوستشان نداری نیست. و من بلند تر از قبل با خودم تکرار می کنم: استخوان خوک در دستهای جذامی... استخوان خوک در دستهای جذامی... استخوان خوک...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 11:14 توسط سارا آقامحمدی |